سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

14

تاريخ ايران ( فارسى )

آب و هواى ايران قديم اهميت آب و هوا و تأثير آن بر تركيب‌بندى خاك و مردم و حكومت و تاريخ آن باندازه‌ايست كه تحقيق اين نكته كه آيا آب و هواى كشور در عرض سنين تاريخ تغيير و تبديل يافته بسيار محل توجه است . هنتينگتن « 1 » فصل مخصوصى در اين باب تحقيق « 2 » كرده و مسئلهء تبديل هواى حوزه‌هاى لپ و ترفان و سيستان و تمايل آنها را به حالت خشكى در تحت مطالعه درآورده و نظرياتى كه من اظهار كرده بودم نيز متعرض شده است . راجع باينكه كرمان و بلوچستان در اوقاتيكه اسكندر كبير از آنجا عبور كرده يعنى قريب دو هزار و دويست سال قبل از اين ميبايست « 3 » حاصلخيزتر از حالا بوده باشد . مثلا قسمتى از مسافرت آن پادشاه قهار را به نظر بگيريم كه از بمپور بلوچستان به رودبار كرمان رفته است . در اين مسافت كه يكصد و پنجاه ميل است من يك قريه و دهكده نديده‌ام و تمام آن ناحيه جز براى طوائف بدوى چادرنشين قابل سكنى نيست . بنابراين نميتوان تصور كرد كه لشگريان يونانى بدون رنج و تعب زياد از بيابان نامبرده با حالت حاليه عبور كرده باشند و حال آنكه آرين « 4 » مورخ ميگويد وقتى كه قشون به درهء بمپور رسيدند به قدر حاجت دو ماه خواربار يافتند و تجديد قوائى نموده براحتى از جنوب ايران عبور نمودند ، در صورتى كه همراهان ما در وقت عبور از راه مجبور بودند براى هرمنزلى از پيش مخصوصا خواربار و لوازم را روانه كنند . هنتينگتن مثالهاى ديگرى از منابع مختلف مأخذ ميآورد كه معلوم ميسازد خشكى ايران رو بازدياد است . راست است كه خرابى و برانداختن درخت بيشتر بدست انسان و بواسطهء گله و رمه نيز مىشود و تميز اين كيفيّت از آنچه بسبب تغيير آب و هوا واقع شده مشكل است . ليكن در هرحال اين مسئله محل توجه است كه در قسمت

--> ( 1 ) - Huntington . ( 2 ) - پلس آف اشيا ( نبض آسيا ) فصل شانزدهم « مؤلف » . ( 3 ) - كتاب هشت سال مسافرت در ايران فصل چهاردهم . « مؤلف » . ( 4 ) - Arian